امیرمحمدامیرمحمد، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

امیرمحمد

بدون عنوان

سلام مهد کودک امیر محمد امروز تعطیل بود درنتیجه رفت خونه مامانی - برخلاف همه روزه که یک ربع تا ٢٠دقیقه با نازم گلم باید برای مهد بیدار میشد همینکه باباخان که فکر میکرد گل پسر خوابش میاد بغلش کرد تا مثلا خانه مامانی بخوابد اما اقا تو بغل باباخان بیدار شد و خوشحال - مامان موتور لاک پشت نینجا منو هم بیار میخوام انجا بازی کنم . ...
30 شهريور 1391

بدون عنوان

سلام دیروز عصر )دوشنبه) با گل پسر رفتیم خانه خاله مریم البته پیشنهاد خود امیر بود میخواست با اسکوتر پریا بازی کند ساعت 6.30رفتیم 7.45باباخان امد دنبالمون و برگشتیم خانه تا حمام کند (گل پسر هر روز دوش میگیرد) .دیروز بهش گفتم دیگه حمام را با باباخان میری چون خیلی منو اذیت میکنی - حوابمو داده بازی با باباخان - حمام با مامان    هر وفت میخواد وارد آسانسور بشه میگه اول بابا بعد مامان میخواد اینجوری به بابا ثابت کندد خیلی دوستش دارد. خلاصه خبر رسد امروز (سه شنبه)گل پسر در مهد خیلی کم عدس پلو را باکمک هاجرجون خورده البته عدسها را جدا کرده فقط برنج ان را خورده- تو خونه هم عصری یک شیر پاکتی لطف فرمودند ...
29 شهريور 1391

بدون عنوان

سلام امروز چهارشنبه است گل پسر امروز دیر ازخواب بیدارشد و رفت به مهد. دیروز با باباخان و گل پسر رفتیم خیابان به گفته امیر محمد با پاهامون قدم بزنیم - با ماشین قدم نزنیم- توراه هم پف فیل خرید و کمی خورد. بعد هم رفتیم عینک باباخان را گرفتیم. امروز نهار مهد استانبلی - امیدوارم گل پسر از آن بخورد.
29 شهريور 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به امیرمحمد می باشد