انتظار رسیدن مبلمان اتاق خواب
سلام گل پسر از دیروز ساعت 3 که رفتیم خانه تا شب ساعت 7 منتظر رسیدن تخت و سایر وسایل اتاقش بود - وقتی وسایل رسید خیلی خوشحال بود طوری که یک شعر هم خوند که من و بابا کلی خندیم که این وروجک این شعر ها را از کجا یاد می گیره - برای خودش می دوید و میگفت : دختر کردی دل منو بردی تاشب که باباخان تمام وسایلش را جفت و جور کرد و اتاقش تقریبا اماده شد همینطور بیدار بود و مشغول وروجک بازی یا بقول خودش کمک میکرد - جعبه ابزار اسباب بازیش اورده بود و به باباخان میگفت هرچی میخوای از اینجا بردار من کمکت میکنم بده پیچ ها را من ببندم. امروز عصر هم مقررگردید (عین مصوبات جلسات) - من و گل پسر کتاب داستانها - اسباب بازی و لباسهاش تو اتاقش مرتب کنی...
نویسنده :
مامان
10:22





