امیر محمددر کنار دریا
باپسر گلم در این فرصت تعطیلی پیش آمده ، یک روز را به ساری و دیدن بابابزرگ رفتیم البته صبح زود حرکت کردیم تا پسرم که خیلی دلش میخواست به دریا برود و بازی کند. به امیر خیلی خوش گذشت. عکسها را در ادامه مطلب قرار میدهم. ...
نویسنده :
مامان
9:18
امیر محمد و تب ویروسی
پسر عزیزم از روز ٤خرداد مریض شد و تب ویروسی گرفت . پسرم خیلی اذیت شد با تبهای 40درجه واز دست دادن اشتها الحمدالله الان خوب شد و کم کم اشتهایش هم به غذا بهتر شده اگرچه هنوز قدرت بدنی و ضعف جسمانیش از بین نرفته است . با توجه به اینکه دوروز به مهد می رفت و 4روز دیگر را به دلیل سرماخوردگی های جدید که از بچه های مهد می گرفت در خانه بود و مرتب دارو می خورد ، تصمیم من و بابایی بر این شد که خرداد را به مهد کودک نرود و از تیرماه هم اگر خدا بخواهد هفته ای سه روز صبح ها به کلاس زبان برود. هفته ای یک روز هم عصرها کلاس لگو .و بقیه صبحها را که من هم سرکار هستم خانه مامانی و نزد عمه جونها بماند .
نویسنده :
مامان
12:12
شیرین ترین خاطره از روز پدر برای باباحمید(پدرم راه تمام زندگیست ، پدرم دلخوشی همیشگیست)
پنجشنبه عصر بابا بیرون از منزل بود و قرار براین بود که شب به منزل مامانی برای تبریک روز پدر و تبریک به بابایی برویم. انشاله همه پدرهای دنیا در سلامت و شادی در کنار فرزندان باشند.همیچنین بابا حمید پسرم ، روزتان مبارک یکباره گل پسر بابا پیشنهاد مامان بیا برای بابا تا برگردد جشن بگیریم . اتاق را با شرشره های تولدم تزئین کنیم و بادکنک بزنیم که خلاصه هرطوری بود راضیش کردم که اینکار به تنهایی از عهده من خارج است بنابراین رضایت داد که یک شرشره ویک بادکنک برای بابا به دیوار چسباندیم و مثلا تزئین کردیم. بعد هم سفارش یک کیک برای بابا حمید که بیا کیک درست کنیم خلاصه انروز من و گل پسر برای باباحمیدیک جشن کوچولوی سه نفره گرفتیم و اما جمله...
نویسنده :
مامان
11:39
روز مادر مبارک
روز مادر بر همه مادران عزیز مبارک و رحمت خدا بر روح همه مادرانی که در جمع ما نیستند از جمله مادر خودم . از آنجائیکه روز معلم پنجشنبه 12اردیبهشت بود و امیر هم پنجشنبه ها به مهد نمی رود - درنتیجه امیر محمد کادوی خودش را به مربیان مهد روز چهار شنبه تقدیم کرد شب رابرای تبریک روز زن و مادر به خانه مامانی رفتیم.
نویسنده :
مامان
12:21
عکسهای امیر محمد در سفر به شیراز و باغ پرندگان اصفهان
مسافرت به شیراز
امیر محمد خان به اتفاق بابا و مامان و عمه جون سهیلا از 23 فروردین تا 29 فروردین یک سفر یک هفته ای به اصفهان و شیراز رفتیم البته هدف بیشتر جاهای دیدنی شیراز بود و واقعا که بسیار مردم خونگرم ، دوست داشتنی داشت. محلهای دیدنی شیراز هم خیلی زیبا بود. ضمنا برای خرید هم به مجتمع خلیج فارس شیراز که بسیار وسیع و عالی بود رفتیم . اگرچه و متاسفانه گل پسر مامان بدلیل آلرژی به گل و گیاه به محض ورود به شیراز دچار آبریزش و سرفه و.. داشت و به پسر عزیزم خوش نگذشت . علیرغم تماس من با دکتر معالجش هم جواب نداد به نحویکه روز پنجشنبه که برگشتیم شب از شدت سرفه به بیمارستان منتقل شد. انشاله که برای هیچکسی پیش نیاید همینطور برای گل پسر خودم.
نویسنده :
مامان
12:11








